تبلیغات
روایت پایداری - مطالب ابر مجروح

پیامکهایی برای یادآوری پایداری ما

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :مدیر وبنوشت
تاریخ:شنبه 3 اردیبهشت 1390-03:10 ق.ظ

اگر کسی مجروح می شد...

پیرمردی داشتیم سر دماغ و با نشاط. اگر کسی مجروح می شد کافی بود کمی آه و ناله کند؛ خیلی جدی می گفت:
«موقع مرغ و ماهی صدات در نمی آد؛ به ترکش که می رسه ناسازگاری می کنی؟! اینجا همه چیز در هم است. نمی شود سوا کنی!
»
منبع: پیامک رسیده از بیسیمچی نشریه امتداد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خاطرات طنز (تركش) 
نویسنده :مدیر وبنوشت
تاریخ:جمعه 2 اردیبهشت 1390-01:54 ب.ظ

آغوش مامان جان در انتظار توست!

یکی از نیروهای صفر کیلومتر را داشت دلداری می داد:

هیچ نترسی ها! سه حالت داره:
اگه شهید شدی، میری پیش خدا
اگه اسیر بشی، به امام حسین (ع) می رسی،
اگرم زخمی شدی، آغوش مامان جان در انتظار توست!
دیگه چی می خوای؟!

منبع: بسته های پیامکی بیسیمچی نشریه امتداد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : خاطرات طنز (تركش)